تفکر نقاد
تفکر نقاد ظرفیتی ذهنی برای اندیشیدن و ارزیابی فعالانه و تنظیم اعمال شناختی فرد است که برای پزشکان مهارتی بنیادی به شمار می رود(25). در غیاب تفکر نقاد افراد معمولا به روش های سریع و میانبر برای حل مشکلات رجوع می کنند که این کار منجر به بروز بسیاری از خطاهای شناختی تشخیصی و درمانی در طبابت می شود(26). هر چند بر بهترین روش آموزش مهارت تفکر نقاد توافقی وجود ندارد اما بر آموزش پذیری این مهارت اتفاق نظر وجود دارد(27). هایس و همکارانش در مقاله ی خود به روشی پنج پله ای برای آموزش تفکر نقاد اشاره می کنند(28).
به شکل زیر توجه کنید :

پله ی اول : شفاف سازی پروسه ی اندیشیدن
در این مرحله باید از خودمان پرسش هایی با کلماتی مانند "چرا" و "چگونه" بپرسیم تا نحوه ی تصمیم گیری و فکر کردن برای ما شفاف شود. به بیانی دیگر باید به فکر کردن ، فکر کنیم.
برای مثال : تشخیص ذهنی ما برای بیمار خانم با کمر درد که درباره ی آن صحبت کرده ایم، فتق دیسک کمری شده است.
باید از خود سوالاتی در این باره بپرسیم. چرا فکر می کنیم این بیمار فتق دیسک کمری دارد؟ آیا می توانیم درد رادیکولر بیمار را به علتی دیگر مرتبط بدانیم ؟
چه سوالات دیگری به ذهن شما برای شفاف سازی این فرایند فکری می رسد ؟
پله ی دوم : بحث کردن درباره ی خطاهای شناختی
پله ی سوم : تقویت مدل استدلال استقرایی
در فصل های قبل به خوبی ویژگی های تفکر سریع ( استدلال استقرائی – روش جزء به کل ) و کند را با یکدیگر مرور کردیم. یکی از راه های بهبود مهارت تفکر نقاد تقویت استدلال های قیاسی و به عبارت دیگر تفکر نوع 2 یا کند است.
پله ی چهارم : استفاده از سوالات برای تحریک تفکر نقاد
با پرسیدن سوالات مختلف مرتبط با کیس خود می توانید تفکر نقاد خود را تحریک و سپس تقویت نمایید.
به طور مثال برای کیس کمر درد مورد بحث می توانید سوالات زیر را بپرسید :
- معیار های جراحی اورژانسی در بیماران کمر درد چیست ؟
- مکانیزم بهبود بیمار کمر درد در روش های توان بخشی و فیزیوتراپی چیست ؟
- در صورت بروز چه علایمی در بیمار کمردرد باید به مسائل انکولوژی بیشتر شک کنیم ؟
پله ی پنجم : ارزشیابی مهارت تفکر نقاد
با بهره گیری از شیوه های بازاندیشی و تعیین نقاط عطف متعدد برای پیشرفت مهارت تفکر نقاد می توان این مهارت را به طور مناسبی ارزشیابی نمود. همچنین پیگیری برون داد بیماران نیز می تواند تا حدودی نمایانگر کیفیت تصمیم گیری ها و تفکر نقاد ما باشد. تصور کنید شما به عنوان یک بیمار با شکایت سرفه ی مزمن به دو پزشک مراجعه می کنید. پزشک اول بدون تفکر نقاد و پزشک دوم با مهارت تفکر نقاد شما را ویزیت می کند. پزشک اول صرفا با فعال سازی سناریوهای از پیش آماده الگوهای از قبل در ذهن شکل گرفته pattern – برای شما با تشخیص سرفه های ناشی از سرماخوردگی کورتیکواستروئید تجویز می کند حال آن که پزشک دوم با توجه به سایر علل سرفه و بررسی های دقیق تر با شک به نارسایی قلبی شما را به متخصص قلب ارجاع می دهد. یکی از سنگ محک های بسیار اساسی در تفکیک کیفیت طبابت میان پزشک نحوه ی بکار گیری تفکر نقاد در مواجهه با بیماران پیچیده است.
